سهشنبه، ۳۰ تیر ۱۴۰۵
تا حالا این حس برات پیش اومده؟
یه روز صبح از خواب بیدار شدی و با خودت گفتی:
«امروز دیگه شروعش میکنم.»
شاید خواستی زبان بخونی.
شاید گفتی از امروز ورزش رو جدی شروع میکنم.
شاید تصمیم گرفتی بالاخره اون کتابی که چند ماهه روی میزته رو بخونی.
یا شاید فقط خواستی یه ساعت روی رویاهات وقت بذاری.
ولی آخر شب که رسید...
دیدی بازم نشد.
نه اینکه تنبل باشی.
نه اینکه حوصله نداشته باشی.
اتفاقاً کلی هم کار کردی.
فقط...
اون کاری که از همه مهمتر بود، باز عقب افتاد.
اگر این حس برات آشناست، بدون تنها نیستی.
راستش بیشتر ما فکر میکنیم مشکل اصلیمون کمبود وقته.
همیشه میگیم:
«الان سرم شلوغه.»
«بذار این هفته بگذره.»
«فقط این پروژه تموم بشه.»
«از شنبه شروع میکنم.»
ولی یه سؤال...
اگه واقعاً مشکل فقط وقت باشه، چرا سالهاست بعضی از هدفهامون هنوز همونجایی موندن؟
توی کتاب چهارچوب اجرای استراتژی یه مفهوم خیلی جالب مطرح میشه.
نویسنده میگه بزرگترین دشمن اجرای هدفهای مهم، همون کارهای روزمرهایه که هر روز باید انجامشون بدیم.
بهش میگه:
گردباد
گردباد یعنی همون ایمیلها...
تماسها...
جلسهها...
پیامها...
کارهای عقبافتاده...
و هزار تا کاری که اگه انجامشون ندی، زندگیت یا کارت به مشکل میخوره.
مشکل این نیست که این کارها بد هستن.
مشکل اینه که انقدر انرژی ازمون میگیرن که دیگه چیزی برای هدفهای مهم باقی نمیمونه.
شان کاوی یه جمله داره که وقتی خوندم، چند دقیقه فقط بهش فکر کردم.
میگه:
«آنچه ممکن است امروز باعث نابودیتان شود، نادیده گرفتن امور فوری است. اما آنچه فردا نابودتان خواهد کرد، نادیده گرفتن امور مهم است.»
به نظرم قشنگترین قسمت این جمله اینه که نمیگه کارهای فوری مهم نیستن.
اتفاقاً هستن.
قبض باید پرداخت بشه.
ایمیل باید جواب داده بشه.
جلسه باید برگزار بشه.
ولی اگه تمام زندگیمون فقط صرف همین کارها بشه...
پس کی قراره روی زندگیای که آرزوش رو داریم کار کنیم؟
یه جمله هست که خیلی دوستش دارم.
«ما برای چیزهایی که برامون مهمه وقت پیدا نمیکنیم؛ برای چیزهایی وقت پیدا میکنیم که براشون اولویت گذاشتیم.»
اولین بار که این جمله رو خوندم، یه کم ناراحت شدم.
چون همیشه به خودم میگفتم وقت ندارم.
ولی شاید حقیقت این بود که هنوز اون کار، اولویت اول زندگیم نشده بود.
یکی از مهمترین پیامهای این کتاب اینه که لازم نیست همزمان روی ده تا هدف کار کنی.
گاهی فقط کافیه از خودت بپرسی:
اگر فقط قرار باشه تا شش ماه آینده یک اتفاق خوب توی زندگیم بیفته، دوست دارم اون اتفاق چی باشه؟
بعد...
فقط هر روز یه قدم کوچیک به سمتش برداری.
همین.
نه بیشتر.
زندگی هیچوقت خلوت نمیشه.
همیشه یه کار هست.
همیشه یه پیام هست.
همیشه یه جلسه هست.
همیشه یه گردباد هست.
هنر ما این نیست که منتظر تموم شدن گردباد بمونیم.
هنر اینه که وسط همون گردباد، برای مهمترین هدف زندگیمون هم جا باز کنیم.
شاید امروز، بهترین روز برای این باشه که از خودت بپرسی:
مهمترین کاری که مدتهاست به خاطر کارهای فوری عقب انداختم، چیه؟
شاید جواب همین سؤال، مسیر چند سال آینده زندگیت رو عوض کنه.
برتری خفیف | چرا موفقیت از تصمیمهای کوچیک شروع میشه؟
اثر مرکب | تغییرهای کوچیک، نتیجههای بزرگ
اصلگرایی | چرا «کمتر» گاهی بهترین استراتژیه؟
کار عمیق | چطور در دنیای پر از حواسپرتی، واقعاً متمرکز بمونیم؟