چرا دیگه نمی‌تونیم مثل قبل تمرکز کنیم؟

چرا دیگه نمی‌تونیم مثل قبل تمرکز کنیم؟

سه‌شنبه، ۲۰ مرداد ۱۴۰۵

تا حالا شده بشینی که یه کاری رو شروع کنی، ولی پنج دقیقه بعد ببینی داری توی اینستاگرام می‌چرخی؟ یا بخوای کتاب بخونی، ولی هر چند صفحه یک بار گوشیت رو برداری؟ یا حتی موقع فیلم دیدن، همزمان چند تا کار دیگه هم انجام بدی؟

بدتر از همه اینه که آخر روز حس می‌کنی کلی کار کردی، ولی هیچ‌کدوم رو درست و حسابی جلو نبردی.

انگار ذهنمون همیشه یه جای دیگه‌ست.

یه پیام میاد، حواسمون پرت میشه. یه نوتیفیکیشن ظاهر میشه، گوشی رو برمی‌داریم. یه فکر کوچیک میاد توی ذهنمون و چند دقیقه بعد داریم درباره یه موضوع کاملاً بی‌ربط سرچ می‌کنیم.

بعد دوباره برمی‌گردیم سر کاری که داشتیم انجام می‌دادیم و باید چند دقیقه وقت بذاریم تا یادمون بیاد اصلاً داشتیم چه کار می‌کردیم.

این اتفاق شاید خیلی عادی به نظر برسه، ولی وقتی هر روز تکرار بشه، یه اتفاق مهم میفته: توانایی ما برای انجام کارهای عمیق و مهم، کم‌کم ضعیف میشه.

مشکل فقط گوشی نیست

وقتی حرف از حواس‌پرتی میشه، معمولاً اولین چیزی که به ذهنمون میرسه گوشیه.

ولی مسئله فقط گوشی نیست.

مشکل اینه که ما به ذهنمون عادت دادیم همیشه دنبال محرک بعدی بگرده.

یه پیام.

یه ویدیو.

یه خبر.

یه ایمیل.

یه تماس.

یه صفحه جدید.

و وقتی بالاخره می‌خوایم بشینیم و برای نیم ساعت روی یه موضوع تمرکز کنیم، ذهنمون میگه: «خب حالا چی؟»

چون به دریافت مداوم محرک عادت کرده.

تمرکز، چیزی نیست که فقط داشته باشیم

یکی از چیزهایی که در کتاب‌های توسعه فردی زیاد درباره‌ش صحبت میشه اینه که تمرکز بیشتر شبیه یک مهارته تا یک ویژگی ذاتی.

یعنی قرار نیست بعضی آدم‌ها ذاتاً آدم‌های متمرکزی باشن و بعضی‌ها نباشن.

تمرکز هم مثل خیلی از مهارت‌های دیگه، با تمرین ساخته میشه.

مشکل اینجاست که ما معمولاً از ذهنمون انتظار داریم ساعت‌ها تمرکز کنه، در حالی که شاید سال‌هاست تمرینش ندادیم.

مثل این میمونه که چند سال ورزش نکرده باشی و یک روز بری باشگاه و انتظار داشته باشی مثل یه ورزشکار حرفه‌ای تمرین کنی.

ذهن هم همینطوره.

اگر همیشه بهش اجازه بدی هر چند دقیقه یک بار سراغ چیز جدیدی بره، نباید انتظار داشته باشی وقتی یک کار مهم داری، ناگهان چند ساعت فوق‌العاده متمرکز بشه.

چرا کارهای مهم همیشه سخت‌ترن؟

یه نکته جالب اینه که معمولاً کارهایی که بیشترین تأثیر رو روی زندگی ما دارن، همون کارهایی هستن که بیشترین تمرکز رو می‌خوان.

نوشتن.

یاد گرفتن.

برنامه‌ریزی.

ساختن یک کسب‌وکار.

مطالعه کردن.

حل کردن یک مسئله سخت.

ولی در مقابل، کارهای حواس‌پرت‌کننده خیلی راحتن.

لازم نیست برای باز کردن اینستاگرام تمرکز کنی.

لازم نیست برای جواب دادن به یه پیام انرژی ذهنی زیادی مصرف کنی.

لازم نیست برای دیدن یک ویدیوی کوتاه آماده بشی.

همین باعث میشه وقتی خسته‌ای، ذهنت به سمت راحت‌ترین گزینه بره.

شاید لازم نباشه بیشتر کار کنیم

شاید یکی از بزرگ‌ترین اشتباه‌هایی که می‌کنیم اینه که فکر می‌کنیم برای پیشرفت باید ساعت‌های بیشتری کار کنیم.

در حالی که گاهی مسئله این نیست که بیشتر کار کنیم.

مسئله اینه که همون زمانی که داریم رو با کیفیت بهتری استفاده کنیم.

اگر یک ساعت کامل روی یک کار مهم تمرکز کنی، ممکنه بیشتر از سه ساعت کارِ تکه‌تکه نتیجه بگیری.

برای همین، شاید قبل از اینکه دنبال افزایش ساعت‌های کاری‌مون باشیم، بهتر باشه یاد بگیریم چطور حواسمون رو پس بگیریم.

از یه کار کوچیک شروع کن

لازم نیست از فردا گوشی رو برای همیشه کنار بذاری.

لازم نیست بری یه اتاق خالی پیدا کنی و سه ساعت مدیتیشن کنی.

فقط یه کار مهم رو انتخاب کن.

مثلاً امروز تصمیم بگیر بیست دقیقه، فقط بیست دقیقه، روی همون کاری که مدت‌هاست عقب انداختی تمرکز کنی.

گوشی رو بذار یه جای دیگه.

نوتیفیکیشن‌ها رو خاموش کن.

و فقط همون یک کار رو انجام بده.

نه پنج تا کار.

نه همزمان جواب دادن به پیام‌ها.

نه چک کردن ایمیل.

فقط یک کار.

ممکنه بیست دقیقه اول سخت باشه.

ولی همین تمرین ساده، شروع دوباره رابطه تو با تمرکزه.

شاید چیزی که دنبالشیم، زمان بیشتر نیست

شاید ما بیشتر از اینکه به زمان بیشتری نیاز داشته باشیم، به توجه بیشتر نیاز داریم.

همه ما در طول روز تعداد مشخصی ساعت داریم.

ولی چیزی که تعیین می‌کنه این ساعت‌ها چه نتیجه‌ای برای ما داشته باشن، اینه که توجه‌مون رو کجا خرج می‌کنیم.

چون هر چیزی که توجه ما رو می‌گیره، بخشی از زندگی ما رو هم با خودش می‌بره.

پس شاید بد نباشه امروز یه لحظه وایسیم و از خودمون بپرسیم:

«من بیشترِ توجه روزانه‌م رو دارم برای چی خرج می‌کنم؟»

برای چیزهایی که واقعاً برام مهمن؟

یا برای چیزهایی که فقط بلدن توجه منو به خودشون جلب کنن؟

حرف آخر

قرار نیست دنیا کمتر حواس ما رو پرت کنه.

هر روز اپلیکیشن‌های بیشتری ساخته میشن، پیام‌های بیشتری میاد و چیزهای بیشتری برای دیدن و شنیدن وجود داره.

پس شاید منتظر موندن برای یک زندگی بدون حواس‌پرتی، جواب درستی نباشه.

باید خودمون یاد بگیریم کجا توجه‌مون رو خرج کنیم.

چون در نهایت، زندگی ما فقط از ساعت‌هایی که زنده‌ایم ساخته نشده.

از چیزهایی ساخته شده که در اون ساعت‌ها بهشون توجه کردیم.

و شاید یکی از مهم‌ترین مهارت‌هایی که امروز باید دوباره یاد بگیریم، همین باشه:

بتونیم برای مدتی، فقط روی یک چیز مهم تمرکز کنیم.

پیشنهاد کوکتاب

اگر این موضوع برات جالبه، کتاب‌هایی مثل کار عمیق (Deep Work) نوشته کال نیوپورت، عادت‌های اتمی (Atomic Habits) نوشته جیمز کلیر و اصل‌گرایی (Essentialism) نوشته گرگ مک‌کیون می‌تونن ادامه خوبی برای این مسیر باشن.

در کوکتاب هم تلاش می‌کنیم سراغ کتاب‌هایی بریم که فقط اطلاعات جدید بهمون نمیدن؛ کتاب‌هایی که باعث میشن یه جور دیگه به زندگی، کار و انتخاب‌هامون نگاه کنیم.