داریم پیشرفت می‌کنیم یا فقط مشغولیم؟

داریم پیشرفت می‌کنیم یا فقط مشغولیم؟

جمعه، ۱ آبان ۱۴۰۵

چطور بفهمیم واقعاً داریم پیشرفت می‌کنیم یا فقط سرمون شلوغه؟

تا حالا شده آخر یک روز کاری به خودت بگی: «امروز واقعاً سرم شلوغ بود!» اما وقتی از خودت می‌پرسی دقیقاً چه کاری برای آینده‌ات انجام دادی، جواب روشنی نداشته باشی؟

از صبح پیام جواب دادی، تماس گرفتی، چند تا کار عقب‌افتاده رو جمع کردی، به چند نفر جواب دادی و احتمالاً وسط همین کارها، چند بار هم به چیزهایی فکر کردی که باید انجامشون بدی. خسته‌ای و احساس می‌کنی تمام روز کار کردی؛ اما هنوز اون پروژه مهم شروع نشده، اون مهارتی که می‌خواستی یاد بگیری پیشرفتی نکرده و اون هدفی که مدت‌هاست توی ذهنت داری، همچنان همون‌جاست.

این اتفاق برای خیلی از ما آشناست. مشکل لزوماً تنبلی یا کمبود انگیزه نیست. گاهی اون‌قدر درگیر کارهای روزمره می‌شیم که فرصت نمی‌کنیم از خودمون بپرسیم آیا این همه فعالیت واقعاً ما رو به جایی که می‌خوایم می‌رسونه یا نه.

شاید وقتشه بین دو مفهوم تفاوت قائل بشیم: مشغول بودن و پیشرفت کردن.

مشغول بودن همیشه به معنی پیشرفت نیست

ما معمولاً آدم‌های پرمشغله رو تحسین می‌کنیم. کسی که همیشه در حال کار کردنه، برنامه فشرده‌ای داره و مدام از کارهای عقب‌افتاده حرف می‌زنه، ممکنه از بیرون فردی پرتلاش و موفق به نظر برسه.

اما یک سؤال مهم وجود داره: اگر تمام این فعالیت‌ها رو انجام بدیم و در پایان هیچ تغییری در وضعیت زندگی یا کارمون ایجاد نشه، واقعاً چقدر جلو رفتیم؟

تصور کن می‌خوای یک کسب‌وکار راه بندازی. هر روز درباره بازار تحقیق می‌کنی، ویدئوهای آموزشی می‌بینی، کتاب می‌خونی، با آدم‌های مختلف صحبت می‌کنی و ابزارهای جدید رو بررسی می‌کنی. همه این کارها می‌تونن مفید باشن؛ اما اگر بعد از چند ماه هنوز اولین قدم واقعی رو برنداشته باشی، باید از خودت بپرسی آیا یادگیری و تحقیق در خدمت پیشرفتت بوده یا به راهی برای عقب انداختن اقدام اصلی تبدیل شده؟

همین اتفاق ممکنه در ورزش، یادگیری زبان، تولید محتوا یا حتی روابط شخصی‌مون رخ بده. کارهایی انجام می‌دیم که به‌خودی‌خود بد نیستن، اما الزاماً ما رو به نتیجه‌ای که می‌خوایم نزدیک نمی‌کنن.

پیشرفت فقط به مقدار کاری که انجام می‌دیم وابسته نیست؛ به این هم بستگی داره که آیا کارهای درستی رو انجام می‌دیم یا نه.

 تفاوت مشغول بودن و پیشرفت کردن در مسیر رسیدن به اهداف

چرا این‌قدر مشغولیم، اما بعضی هدف‌ها تکون نمی‌خورن؟

یکی از دلایل اصلی اینه که کارهای روزمره معمولاً خودشون رو به ما تحمیل می‌کنن. یک پیام باید همین الان جواب داده بشه، یک مشتری منتظر پاسخه، یک مشکل ناگهانی پیش اومده و یک کار فوری باید قبل از پایان روز تموم بشه.

در مقابل، خیلی از کارهایی که می‌تونن آینده ما رو تغییر بدن، فوریت کمتری دارن. لازم نیست همین امروز کتابی رو که انتخاب کردیم بخونیم، همین لحظه کسب‌وکارمون رو توسعه بدیم یا همین ساعت برای یادگیری یک مهارت وقت بذاریم. می‌تونیم همه این کارها رو به فردا موکول کنیم؛ و معمولاً هم همین کار رو می‌کنیم.

در کتاب «چارچوب اجرای استراتژی» (The 4 Disciplines of Execution)، کریس مک‌چزنی، شان کاوی و جیم هولینگ برای این وضعیت از مفهوم «گردباد» یا The Whirlwind استفاده می‌کنن. گردباد به مجموعه کارهای روزمره‌ای اشاره داره که برای ادامه فعالیت‌هامون ضروری‌ان، اما می‌تونن تمام توجه و انرژی‌مون رو به خودشون اختصاص بدن.

مشکل این نیست که باید همه کارهای روزمره رو کنار بذاریم. خیلی از اون‌ها ضروری‌ان. مسئله اینه که اگر تمام انرژی‌مون صرف حفظ وضعیت فعلی بشه، دیگه فرصتی برای ساختن وضعیت بهتر باقی نمی‌مونه.

ممکنه تمام روز مشغول مدیریت کارهای فعلی باشیم، اما برای رشد کسب‌وکارمون قدمی برنداریم. ممکنه تمام هفته درگیر مسئولیت‌های مختلف باشیم، اما برای هدفی که مدت‌هاست درباره‌ش حرف می‌زنیم، حتی یک ساعت هم وقت نذاریم.

برای همین، گاهی لازم نیست بیشتر کار کنیم. لازم داریم دقیق‌تر تشخیص بدیم کدوم کارها واقعاً ما رو جلو می‌برن.

سه سؤال که کمک می‌کنن مشغول بودن رو با پیشرفت اشتباه نگیریم

۱. کاری که انجام می‌دم، من رو به کدوم هدف نزدیک می‌کنه؟

این سؤال ساده می‌تونه نگاه ما رو به خیلی از فعالیت‌های روزمره تغییر بده.

قبل از شروع یک کار، از خودمون بپرسیم: این کار قراره چه چیزی رو بهتر کنه؟ آیا به یکی از اولویت‌های مهمم مربوطه یا صرفاً کاریه که انجام دادنش آسون‌تر و در دسترس‌تره؟

قرار نیست هر فعالیتی مستقیماً به یک هدف بزرگ مرتبط باشه. استراحت، تفریح و رسیدگی به زندگی روزمره هم اهمیت دارن. اما اگر یک هدف مشخص داریم که واقعاً برامون مهمه، باید بخشی از زمان و انرژی‌مون رو آگاهانه به اون اختصاص بدیم.

گاهی کاری که بیشترین سر و صدا رو ایجاد می‌کنه، مهم‌ترین کار ما نیست. و گاهی مهم‌ترین کار روز، همون کاریه که می‌تونیم بی‌سروصدا انجامش بدیم، بدون اینکه کسی متوجه بشه.

۲. از کجا می‌فهمم که دارم پیشرفت می‌کنم؟

خیلی از هدف‌های ما مبهمن. می‌گیم می‌خوام موفق‌تر بشم، می‌خوام کسب‌وکارم رشد کنه یا می‌خوام آدم منظم‌تری باشم. این خواسته‌ها قابل‌درکن، اما برای پیگیری پیشرفت کافی نیستن.

باید بتونیم نشانه‌ای از حرکت رو مشخص کنیم.

اگر هدفمون یادگیری زبانه، چه چیزی نشون می‌ده که واقعاً در حال پیشرفتیم؟ اگر می‌خوایم پادکست تولید کنیم، آیا فقط درباره ایده‌های اپیزود بعدی فکر می‌کنیم یا واقعاً تحقیق و ضبط رو جلو می‌بریم؟ اگر هدفمون توسعه کسب‌وکاره، آیا فقط ساعت‌های بیشتری کار می‌کنیم یا اقداماتی انجام می‌دیم که احتمال رشد کسب‌وکار رو بیشتر می‌کنن؟

در کتاب «چارچوب اجرای استراتژی»، نویسنده‌ها روی اهمیت معیارهای پیش‌برنده تأکید می‌کنن؛ یعنی اقداماتی که می‌تونیم انجامشون بدیم و انتظار داریم به رسیدن به نتیجه کمک کنن.

تفاوت این معیارها با نتیجه نهایی مهمه. ممکنه نتیجه‌ای که می‌خوایم هنوز به دست نیومده باشه، اما اقدامات مؤثر رو به‌طور منظم انجام بدیم. از طرف دیگه، ممکنه فعلاً نتیجه خوبی داشته باشیم، بدون اینکه مطمئن باشیم اقدامات لازم برای ادامه اون رو انجام می‌دیم.

وقتی معیار مشخصی برای پیشرفت نداریم، ممکنه ساعت‌ها کار کنیم و همچنان ندونیم واقعاً جلو رفتیم یا نه.

۳. اگر همین‌طور ادامه بدم، سه ماه دیگه چه چیزی تغییر می‌کنه؟

بعضی از فعالیت‌ها در لحظه احساس خوبی بهمون می‌دن، اما تأثیر چندانی روی آینده‌مون ندارن. بعضی کارهای دیگه هم ممکنه در ابتدا سخت یا کم‌هیجان باشن، ولی در طول زمان نتیجه قابل‌توجهی ایجاد کنن.

برای همین، گاهی باید از خودمون فاصله بگیریم و به مسیر کلی نگاه کنیم.

اگر سه ماه آینده رو دقیقاً مثل سه ماه گذشته بگذرونیم، احتمالاً چه چیزی تغییر می‌کنه؟ آیا به هدفی که برامون مهمه نزدیک‌تر می‌شیم یا فقط روزهای بیشتری رو با همان الگوی قبلی پشت سر می‌ذاریم؟

این سؤال قرار نیست باعث نگرانی یا سرزنش خودمون بشه. هدفش اینه که قبل از گذشت زمان، فرصتی برای اصلاح مسیر داشته باشیم.

اگر جواب اینه که با ادامه روش فعلی تغییر چندانی ایجاد نمی‌شه، لازم نیست همه چیز رو از نو شروع کنیم. شاید کافی باشه یک اولویت رو روشن‌تر کنیم و اقدام مشخصی رو به برنامه هفتگی‌مون اضافه کنیم.

چطور از مشغول بودن به سمت پیشرفت واقعی حرکت کنیم؟

برای تغییر این وضعیت، لازم نیست برنامه پیچیده‌ای طراحی کنیم یا تمام عادت‌های زندگی‌مون رو یک‌باره تغییر بدیم. بهتره از یک هدف مهم شروع کنیم.

اول، یک هدف رو انتخاب کنیم. نه ده هدف مختلف و نه فهرستی بلند از کارهایی که دوست داریم روزی انجام بدیم. فقط یک هدف که در شرایط فعلی، رسیدن به اون واقعاً اهمیت داره.

دوم، اقدام مؤثر رو مشخص کنیم. از خودمون بپرسیم چه کاری بیشترین کمک رو به پیشرفت این هدف می‌کنه و می‌تونیم انجام دادنش رو در اختیار خودمون داشته باشیم. هدف رو به یک اقدام روشن و قابل‌اجرا تبدیل کنیم.

سوم، برای انجام اون اقدام زمان مشخصی در نظر بگیریم. اگر منتظر بمونیم تا تمام کارهای روزمره تموم بشن، ممکنه هیچ‌وقت زمان مناسبی پیدا نکنیم. بهتره از قبل تصمیم بگیریم چه زمانی به هدف مهممون رسیدگی می‌کنیم.

چهارم، پیشرفتمون رو ثبت کنیم. در پایان هر هفته بررسی کنیم چه کاری قرار بود انجام بدیم، چه کاری انجام شده و قدم بعدی چیه. لازم نیست ابزار خاصی داشته باشیم؛ یک برگه یا فایل ساده هم می‌تونه کافی باشه.

این روش ساده، تضمین نمی‌کنه که همیشه به نتیجه دلخواهمون برسیم. اما کمک می‌کنه به‌جای اینکه فقط امیدوار باشیم روزی شرایط مناسب فراهم بشه، خودمون برای انجام کارهای مهم جای مشخصی در زندگی‌مون ایجاد کنیم.

قرار نیست همیشه بیشتر کار کنیم

ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که همیشه کار دیگری برای انجام دادن وجود داره. پیام دیگری برای جواب دادن، مهارت دیگری برای یاد گرفتن، هدف دیگری برای دنبال کردن و مسئولیت دیگری که می‌تونه توجه‌مون رو به خودش جلب کنه.

اگر معیار موفقیت رو فقط میزان مشغله‌مون قرار بدیم، احتمالاً همیشه احساس می‌کنیم کارهای بیشتری باقی مونده. چون واقعاً هم همین‌طوره؛ کارها هیچ‌وقت به‌طور کامل تموم نمی‌شن.

اما شاید سؤال بهتر این باشه که آیا در میان تمام این فعالیت‌ها، برای چیزهایی که واقعاً برامون اهمیت دارن هم کاری انجام می‌دیم؟

پیشرفت همیشه با تغییرهای بزرگ و اتفاق‌های هیجان‌انگیز همراه نیست. گاهی فقط یعنی امروز کاری رو انجام بدیم که دیروز عقب انداختیم. یعنی به‌جای شروع یک برنامه جدید، برنامه قبلی رو ادامه بدیم. یعنی در پایان هفته، نشانه‌ای واقعی داشته باشیم که به ما بگه برای نزدیک شدن به هدفمون قدمی برداشته‌ایم.

پس امروز، قبل از اینکه فهرست کارهای فردا رو آماده کنیم، یک سؤال از خودمون بپرسیم: از بین تمام کارهایی که می‌تونم انجام بدم، کدوم کار واقعاً من رو جلو می‌بره؟

بعد برای همون یک کار، زمان مشخصی کنار بذاریم و انجامش بدیم.

شاید لازم نباشه زندگی‌مون رو زیرورو کنیم. شاید فقط لازم باشه کمی کمتر درگیر همه چیز باشیم و کمی بیشتر به چیزهایی توجه کنیم که می‌تونن آینده‌مون رو تغییر بدن.

ما قرار نیست همیشه مشغول باشیم. قرارِ به جایی برسیم.

مطالعه بیشتر

اگر این موضوع برات آشناست و می‌خوای بهتر بفهمی چرا با وجود تلاش زیاد، بعضی از هدف‌هامون همچنان عقب می‌مونن، پیشنهاد می‌کنیم این مقاله‌های کوکتاب رو هم بخونی:

اگر دوست داری این موضوع رو از زاویه اجرای هدف‌ها عمیق‌تر دنبال کنی، اپیزود ۲۲ رادیو کوکتاب با الهام از کتاب «چارچوب اجرای استراتژی» هم درباره همین مسئله‌ست: چطور وسط گردباد کارهای روزمره، روی هدف‌های مهممون تمرکز کنیم و برای رسیدن بهشون قدم برداریم.